السيد جلال الدين الحسيني الأرموي المحدث
752
تعليقات نقض ( فارسى )
معمور بود امّا اكنون كه ماه محرّم است سنهء أربع و عشرين و سبعمائه شنيدم كه آن مدرسه خراب شد و كتابخانه برافتاد غفر اللّه لمن يعيدها . گويند : ارّجانى شاعر عزم سفرى داشت از وزير خيمهاى خواست وزير زر بسيار به او داد و گفت : خيمهاى چنان كه تو خواهى بخر ، ارّجانى بشكرانهء آن مكرمت اين دو بيت گفت : للّه درّ ابن خالد رجلا * أحيا لنا الجود بعد ما ذهبا سألته خيمة ألوذ بها * فبرّني ملء خيمة ذهبا و گويند : نوشروان تواضع بسيار كردى و هر كه درآمدى جهت او برخاستى ابن هباريهء شاعر او را هجو كرد به اين ابيات : رأيت مشروبه يعبّى * مزاودا في يد الغلام فقلت لا يعرضن لشرب الد * واء من غير ما سقام فما به حاجة اليه * فانّه دائم القيام قال أيضا : هذا تواضعك المشهور عن ضعة * تبدو فمن أجلها بالكبر تتّهم قعدت عن صلة الراجي و قمت له * فذا وثوب عن الطلاب لالهم و گويند : ميان انوشروان بن خالد و ابو القاسم زينبى دشمنى عظيم بود و هر دو وزارت مىكردند و اتّفاق افتاد كه زينبى معزول شد و انوشروان باستقلال بوزارت رسيد مردم چنان كه عادت باشد به او تقرّب مىنمودند و مثالب زينبى مىگفتند حيص بيص شاعر كه مردى نيكو سيرت و كريم عهد بود درآمد و قصيدهاى خواند كه مطلعش اين بيت است : شكرا لدهري بالضمير و بالفم * لمّا أعاض بمنعم عن منعم مردم اين حسن وفا را تحسين كردند و انو شروان در عين وزارت و صدارت از جهان درگذشت سنهء اثنتين و ثلاثين و خمسمائه . زينبى باز وزارت يافت و در مجلس او نيز مردم مذمّت انوشروان مىكردند و حيص بيص درآمد و اين شعر